آب و آتش

اسفند / آذر ___ آئین عشق ودلدادگی

عفو و گذشت

دوران بیخیالی کودکی با تمام شیرینی هایش یک حسن بزرگ هم داشت و آن داشتن دلی بی کینه بود که باعث میشد در طول روز بارها با همبازیان خود قهر و آشتی کنیم
بعد از چند دقیقه همه دعواها به فراموشی سپرده میشد و بازی را از سر میگرفتیم
همزمان با رشد جسمی شاید آنقدر دل ها مون هم بزرگ شد و رشد پیدا کرد که توانستیم تمام کینه ها و کذورت ها را در آن جای دهیم
کمتر به بخشش و بخشیده شدن فکر کنیم و از حلاوت این عمل زیبا کاممان را شیرین کنیم
نمی دانم چرا همه ما فکر میکنیم که با بخشیدن از میزان اعتبار و اهمیتمان کم میشود ارد بزرگ میگوید: بخشش میزان فر و شکوه آدمی را نشان می دهد .
البته که همه به این موضوع اذعان داریم که تداوم اختلافها ممکن است در روند آشتی و بخشش اثر سوء داشته باشد اما آنچه مسلم است داشتن دلی بی آلایش و صاف بدون حب و بغض در این راه بیشتر کمکمان میکند
رابطه پس از بخشش و گذشت، به این خاطر که صمیمیت قبلی بازگردانده نمی شود، تغییر می کند. این تغییر در رابطه دلیل بر این نیست که شما طرفتان را نبخشیده اید. شما آن فرد را می بخشید و انتقامی هم از او نمی گیرید. اما چیزی در مورد شخصیت آن فرد دستگیرتان می شود که دیگر نمی توانید رابطه ی قبلی را با او حفظ کنید.
اگر متوجه شوید که دیگر نمی توانید صمیمیت گذشته را با او برقرار کنید، لازم است که کاملاً مراقب خود باشید. شما آنها را می بخشید، اما تصمیم می گیرید که دیگر مثل سابق همه چیز را با آنها در میان نگذارید و درمورد مسائل مهم، دیگر به آنها اطمینان نمی کنید. بخشش و گذشت به این معنا نیست که شما باید باز به آن فرد اعتماد کنید و کار بد او هیچ نتیجه ای نداشته باشد.
شما نیاز به شناخت طرف مقابل و موضوع بخشش دارید. نباید هر زمان که کسی شما را رنجاند، بدون هیچگونه عواقب و پیامدی برای آن فرد، او را ببخشید. امید است که فرد اشتباه خود را فهمیده و طلب بخشش کند. اما در زمان هایی که مسائل کوچک و یا سوء تفاهماتی بین افراد اتفاق می افتد، دیگر نباید دنبال قصاص و انتقام گیری از فرد مقابل بود.
بخشش و گذشت برای رهایی از افتادن به گودال سیاه تندخویی و تلخی لازم است. کاری است که نیاز به خرد و لطف بسیار دارد به قول ارد بزرگ : .راز اندوختن خرد ، یکرنگی است و بخشش .
بخشش به شما برای گرفتن تصمیمات دشوار کمک می کند. باید کمی بیشتر در مورد جرات و شهامت و همچنین نیاز خودتان برای بخشوده شدن دریابید. حتی ممکن است گاهی مجبور شوید ریسک کنید و دوباره به آن فرد اطمینان کنید! گاهی می بینید که آن فرد نیاز دارد اعتماد شما را دوباره به دست آورد.

كيست كه نيش خيانت و رفتار ناشايست و يا سوءاستفاده و شيادي را تحمل نكرده باشد؟ كيست كه از نتيجه خشم و غضب و بيماري آگاه نباشد ، همه ما سخت به نتيجه اين اعمال آگاهيم ،اما ديگران اين طور نيستند.نتيجه آخرين تحقيقات نشان مي دهد كه ياديگيري و آموختن گذشت و عفو در زندگي و گذشت در مورد كساني كه باعث رنجش ما مي شوند ، مي تواند ما را به ژرفاي روحمان رهنمون شود و به سودي سرشار نايل آيد. اين راهي است نو و بي تنش براي صيانت نفس و راهي براي مقابله با فشارهاي عصبي و شايد مهمترين راه بهبود سلامت باشد.

در مقاله ای خواندم:

يكي از بررسي ها نشان مي دهد كه ما با چشم پوشي نسبت به اشتباهات ديگران و لجوج نبودن و رشك نبردن مي توانيم رنج ها و آلامي كه در طول زندگي به وجود مي آيد ، را كاهش داده و التيام بخشيم . يافتن راه حل هايي كه مانع از گذشت و اغماض ما نسبت به يكديگر مي شود ، و نيز راه حل نزاع و كشمكش هاي طولاني و تداوم آنها در ميان زنان از جمله موارد ديگر است .در واقع ما مي بايست گذشت را جايگزين اين كدورت ها كنيم. يكي از مسايلي كه به طور اجمالي مورد بحث و بررسي واقع شده ، تحقيقي است كه در كمپين براي مركز تحقيقات عفو و گذشت صورت گرفته ،آنها از MRI براي ثبت و كاوش در مغز و فعاليت هاي آن استفاده كرده اند تا دريابند ، مغز انسان چطور درباره مسايلي مثل آشتي فعاليت مي كند. در اين تحقيقات به اين نكته پي برده اند كه در قسمت چپ مغز و قسمت هاي به هم چسبيده بين شيارهاي آن فعاليتي در جريان است به نام مركز دماغي و داراي تورفتگي هايي مي باشد ، همه ما در مغزمان داراي چنين بخشي هستسم كه به آن گذشت مي گويند.
همچنين در قسمت فوقاني مغز بخشي است به نام مركز احساسات ، اين بخش سعي در پاكروبي و ترميم بخش هايي دارد كه ما در خلال زندگي روزمره مان دچار عصبيت و يا آسيب هاي جسماني مي كند.همچنين اين بخش كمك به بهبودي روح و جسم ما مي كند و سبب ترميم بخش هايي مي شود كه آسيب ديده اند .ولي ما چطور اين كار را انجام مي دهيم ؟ و معني و رابطه آن با عفو و گذشت چيست ؟
*****

لاسگين مدير پروژه عفو و گذشت دانشگاه استفورد و نويسنده كتاب گذشت به خاطر خوبي يكسان است
تاكيد بسيار دارد براي اين كه گذشت و عفو الزاما به معناي چشم پوشي كامل از گناه كسي نيست و نبايد فرد را كاملا گناهكار قلمداد كرد،بلكه مي بايست هر دو طرف منازعه را مقصر دانست . داوطلباني كه در اين پژوهش مورد بررسي قرار گرفته اند بر اين امر صحه مي گذارند.همچنين اين پژوهش نشان مي دهد به لحاظ شرايط روحي و جسماني اين افراد شاداب ترند و خواب بهتري دارند.لاسكين مي گويد : هيچ چيز كشنده تر از اين نيست كه با ما رفتاري توام با خشم و غضب يا با حالتي تند و گزنده صورت گيرد.
به اين دليل است كه ما از هر واقعه اي به شدت روي گردان مي شويم، كينه و عدواتي كه تدريجا به وجود مي آيد خونمان را به جوش مي آورد و تبديل به يك معضل لاينحل مي كند.در اين لحظات است كه بدن ما هورمون هاي آدرنالين و كورتيزول را با شدت هرچه تمام تر و بلادرنگ منتشر مي كند،قلب ما به تپش افتاده ،نفسمان به شماره مي افتد و صداي ضربان قلبمان را در شقيقه مان مي شنويم.به همراه اين فعل و انفعالات است كه قند عضلات را به گردش در مي آورد و عامل موثري در لخته شدن سريع خون مي شود .در عين حال همه اينها آسيبي به ما نمي رساند ، اگرچه در يك آن اتفاق مي افتد (همچون حادثه اي ناگوار در بزرگراه ). اما خشم و غضب بمثابه حادثه اي بي انتهاست و بازگشت هورمون ها به مفهوم حفظ ما در برابر اين سموم منتشره است .
در اثر افسردگي كورتيزل باعث بي نظمي در سيستم ايمني بدن مي شود.بروس مك اوين ، و مدير آزمايشگاه عصب شناسي غدد مترشحه داخلي از دانشگاه راكفلر در نيويورك سيتي مي گويد : كورتيزول سبب كاهش توانايي هاي مغز مي گردد كه اين امر منجر به ضعف عمومي بدن و كاهش ظرفيت حافظه مي شود. همين عامل نيز باعث افزايش فشار و قند خون گشته ،انسداد شريان ها را سبب مي شود و نهايتا به بيماري هاي قلبي منجر مي گردد.
با ورود گذشت چنين به نظر مي رسد جريان هورمون ها متوقف مي شود .در بررسي كه از طرف انجمن روان تني آمريكا ارائه شده ، محققين دانشگاه ويسكانسين -مدسن 36 نفر سرباز كارآزموده مرد را استخدام كردند كه دچار بيماري انسداد سرخرگ شرايين قلب شده بودند .بيماري بعضي از آنها به جنگ مربوط مي شد ، بعضي مرتبط با زناشويي و خانوادگي و بعضي مربوط به مشكلات كاري و يا آسيب هاي روحي دوران طفوليتشان بود. نيمي از اين مردان با با تمرين و ممارست عفو و گذشت را آموزش ديدند تا به حالت اوليه اشان بازگردند، اما موثر واقع نشد،زيرا موافق چنين كاري نبودند،اما نيمي ديگر كه آموزش ديدند مشاهده شد كه خون بيشتري در قلبشان جريان يافته است .
دقيقا مي توان با فكر كردن راجع به حل يك مشكل روحي برآن فائق آمد.شارلوت ون اين ويت ولت روانشناس ،از كالج هوپ واقع در هلند و ميشيگان در يك بررسي 2001 نفري به نتايج مهمي دست يافت .اين نتايج حاكي از آن است كه از ميان دانشجويان مورد بحث 71 نفر زندگي توام با ريا و همراه با توهين و تحقير، خيانت و افشاي اسرار به دست افراد فاميل و دوستان داشتند. چنين گفته شده كه فرض گذشت در مورد مجرمين ،همين موضوع را تاييد مي كند و تجربه ثابت كرده كه ميزان فشارخونشان دو درصد كمتر ،زماني به وجود مي آيد كه آنها به لجاجت فكر مي كنند.ويت ولت مي گويد :ظهور عفو وگذشت مي تواند پادزهر بسيار قوي براي رفع خشم و غضب باشد ،كه سريعا مانع بالارفتن فشارخون و عدم افزايش خطر بيماري قلبي مي شود .
بسياري از ما عليرغم منفعتي كه عفو و گذشت براي ما دارد حتي نمي خواهيم به يك خصيصه آن بينديشيم .ويت ولت مي گويد كه اين اشتباه بزرگي است : تعليق رنج و آلام براي ماه ها و سال ها ، بدين معني است كه ما خود را ملزم به تداوم آن كرده ايم و همين باعث باقي ماندن خشم و غضب ماست .
لاسكين مي گويد : حل اين قبيل مسائل مانند خشم و غضب با جايگزيني يك حس خوب و مثبت به جاي يك حس بد يا دشمني راحتي و آرامش بيشتري را در شما بوجود مي آورد ، و در نتيجه سبب افزايش سلامتي شما مي گردد. وي 17 نفر را از ايرلند شمالي كه به خاطر خشونت ،ارعاب و تهديد با اقوام نزديكشان قطع رابطه كرده بودند مورد بررسي قرار داد و دريافت كه آنها چهل درصد دچار بيماري هاي روحي و رواني و 35 درصد دچار سردرد و بي خوابي شده اند،لاسكين به مدت يك هفته به آنها آموخت تا گذشت را تجربه كنند.
جين سي فر روان درمانگر اهل نيويورك سيتي و نويسنده كتاب بخشيدن و نبخشيدن مي گويد اگرچه بعضي از تصميم گيري ها و مصالحه ها ي مردم گاه راه حل صحيحي محسوب نمي شود.اما در صورتي كه شما نگران موقعيت كينه توزانه اي نباشيد. آنگاه مي توانيد به آرامش دست يابيد. هيچ حد معيني براي حل مسئله سنگدلي وجود ندارد.

درهر صورت اگر شما خشم خود را فرو بنشانيد، عفو و گذشت توان بيشتري مي يابد و هنگامي كه قادر به تغيير گذشته نيستيد، مشكلات را در نورديد و به خرسندي ، سلامتي و تندرستي در آينده رهنمون شويد


5 راهي را كه ما را به آرامش مي رساند را چنين مي توان برشمرد:
1-بر گناه و واقعيت تمركز كرده بينديشيد.
2-چشمانتان را به روي واقعيت اطراف نبنديد، و همواره سعي كنيد به درك آنچه شما را به سوي آن سوق مي دهد ،نايل آييد.
3-حقيقت احساسات خود را بكاويد و سعي در فردي كردن آن نكنيد،زيرا تنها شما نيستيد كه آسيب مي بينيد.
4-تنها بر رفتار آزار دهنده افراد پافشاري نكنيد.
5-به خاطر خودتان ببخشيد نه به خاطر كسي ديگر( اما پيش از اينها به خاطر خدا ببخشيد تا بخشش را بياموزيد).


درنهایت از نظر من:

بخشش با اعتماد کردن یکسان نیست و به این معنا نیست که نباید هیچ تغییری در شما و رابطه تان با فرد مقابل صورت گیرد. بخشش باعث رشد شما می شود—باعث می شود بتوانید عمیق تر دوست بدارید و چیزهایی در مورد زندگی و رفتار با دیگران بیاموزید. اما مهمتر از همه، بخشش شما را آزاد می کند!


زمانی توانایی بخشیدن را پیدا می کنید، که خود مورد بخشش دیگران قرار گیرید. مهم نیست که در گذشته چه خطاهایی مرتکب شده ایم. خداوند وعده ی قدرت برای امروزمان و امید برای فردایمان را داده است. دیروز هر کاری که انجام داده باشید، بدانید که خداوند نگه دار فرداهای شماست.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم بهمن 1388ساعت 23:12  توسط ع.مقدم  |